دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان به انتظارت خواهم ماند pdf از مریم جعفری با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
جمعه ۱ آذر ۱۳۹۸
24,385

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
13,984

دانلود

دانلود رمان شوکران هوس از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان شوکران هوس
19,999

دانلود

دانلود جلد دوم رمان این عشقه یا هوس؟ pdf از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
جلد دوم رمان این عشقه یا هوس
25,931

دانلود

دانلود رمان مات pdf از مرضیه یگانه با لینک مستقیم
رمان مات - مرضیه یگانه
71,978

دانلود

دانلود رمان دکتر و ارباب pdf از مسیحه زاد خو با لینک مستقیم
رمان دکتر و ارباب
171,919

دانلود

دانلود رمان صیغه استاد pdf با لینک مستقیم
رمان صیغه استاد
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (25)

دانلود رمان به انتظارت خواهم ماند pdf از مریم جعفری با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان مریم جعفری میباشد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان به انتظارت خواهم ماند

شرح زندگی خانواده‌ای است که بر اثر حادثه‌ای دست‌خوش فلاکت و بدبختی می‌شوند

سیامک و کیهان دو برادرند .آنها ازدواج کرده و در خانه‌ای مشترک با پدر و مادر و تنها

خواهرشان سهیلا زندگی می‌کنند .پسری به نام فریدون با فریب دادن سهیلا رابطه نامشروعی با او برقرار می‌سازد .

این امر به خودکشی سهیلا می‌انجامد .

در شب عروسی فریدون , سیامک و کیهان به منزل او می‌روند و

سیامک خسته از مرگ خواهر, فریدون را به قتل می‌رساند .

در این ماجرا سیامک به سی سال حبس محکوم می‌شود و//

دانلود رمان تقدیر شوم مریم جعفری

متن اول رمان به انتظارت خواهم ماند

تهران سال ۱۳۵۴

در زندان انفرادي در حاليكه سالها روغن نخورده بود با سرو صداي زيادي به روي زنداني باز شد ناگهبان جوان با

صدايي خشن و رسا گفت:

سيامك لطفي؟بلند شو بيا بيرون

زنداني پرسيد:

منو كجا مي بريد؟

نگهبان خونسرد و محكم گفت:

تو ازاد شدي
سيامك از جا برخاست به طرف در رفت و طول راهرو همراه نگهبان

به راه افتاد چند تن از زنداني ها با حسرت رفتن او

را نظاره ميكردند يكي از انها با صداي بلند فرياد زد:

رفيق وقتي رفتي بيرون از قول ما ازادي رو ببوس و

ديگري گفت:بهت عفو زدند چون هنوز چند سال ديگه مانده

و سيامك بي انكه به جانب چپ يا راست نگاه كند

خاموش و ساكت همراه نگهبان قدم بر ميداشت

نگهبان از ميان چند در او را با مجوز عبور داد و انگاه جلوي اتاق

رئيس ايستاد و در زد وقتي اجازه ورود گرفت زنداني را

قبل از خودش داخل اتاق هل داد و خود عقبتر ايستاد

رئيس با صداي تو دماغي گفت:بيا جلوتر

سيامك در سكوت اتاق كه تنها صداي دمپايي او به گوش ميرسيد

آموزش دانلود

دانلود با موبایل » روی لینک دانلود فشار دهید و گزینه بارگیری پیوند یا (save link) را انتخاب کنید .

دانلود با کامپیوتر » روی لینک دانلود کلیک راست کرده و گزینه save link as را انتخاب کنید .

نظرات کاربران
    • چنانچه اختلالی در دانلود و یا اشکالی در نگارش مطلب وجود دارد در این قسمت اطلاع دهید.
    • از درج نظرات بی ربط و توهین آمیز جدا خودداری کنید.
    • نظرات پس از یک الی هشت ساعت تایید میشوند.